/یادداشت/
احیای معاونت پرورشی و راهکارهای تحقق آن
خبرگزاری فارس: شاید از رهگذر به چالش کشاندن مربیان پرورشی، ضمن آسیبشناسی وضعیت موجود بتوان نقشه روشنی برای آینده فعالیتهای این معاونت ترسیم کرد تا پایههای فرهنگیـاعتقادی نسلهای بعدی کشور لغزان نباشد.
به گزارش خبرنگار فرهنگی فارس، «رضا نباتی» کارشناس ارشد تعلیم و تربیت اسلامی و کارشناس قرآن دفتر برنامهریزی و تألیف کتب درسی، در این نوشتار که در اختیار فارس قرار داده است، با فرض این که اگر معاونت پرورشی بخواهد احیا شود، چه تغییراتی باید در آن صورت پذیرد، سعی دارد به اختصار ضمن واکاوی وضعیت موجود معاونت پرورشی، راهکارهای مناسب، استخراج و به دستاندرکاران امر را ارائه کند.
* مقدمه
کسی نمیتواند منکر این واقعیت باشد که نهاد مقدس امور تربیتی که صدقه جاریه شهیدان رجایی و باهنر است، در طول دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی و پس از آن، به علت وجود خطراتی که از جانب احزاب ضد انقلاب، انقلاب و به ویژه جوانان و دانشآموزان عزیز کشور را تهدید میکرد، پرونده درخشانی از خود نشان داده است؛ همین مطلب میتواند به عنوان مهمترین دلیل تأسیس این نهاد مد نظر قرار گیرد. و دقیقاً به همین دلیل مقام معظم رهبری درباره اهمیت احیای امور تربیتی فرمودند: «اگر امورتربیتی قبلاً هم تشکیل نشده بود، امروز باید تأسیس میشد.»
این سابقه موفق از یک سو و ضرورت توجّه جدی به مقوله پرورش نسل آینده ساز انقلاب از سوی دیگر، این سؤال را پیش میکشد که با توجه به ساختارهای گوناگون فرهنگی و اجتماعی جامعه و نیازهای مختلف قشر وسیع جوانان و نوجوانان امروز و همچنین گسترش انواع تهدیدهای دشمنان انقلاب اسلامی، آیا وضعیت کنونی سیاستهای کلی آموزش و پرورش و نوع برنامهریزیها و فعالیتهای امور تربیتی متناسب با نیازهای امروز طراحی و اجرا میشود؟
اگر بخواهیم حوزه برنامهریزی و فعالیتهای معاونت پرورشی امروز را مورد آسیبشناسی و نقد و بررسی قرار دهیم باید به محورها و موضوعات مختلفی اشاره کنیم ولی با توجه به مجال اندک پیش آمده فقط به جدیترین مساله و آسیب این معاونت میپردازیم و آن جدایی سیاستها و برنامهریزیها و فعالیتهای معاونت پرورشی از سایر حوزههای پژوهشی، آموزشی و اجرایی وزارت آموزش و پرورش است، به گونهای که اغلب فعالیتهای معاونت پرورشی به صورت مستقل از معاونتهای آموزشی و پرورشی و نیروی انسانی انجام میگیرد.
* مشت نمونه خروار
به عنوان مثال میتوان به دستور مقام عالی وزارت آموزش وپرورش در تأسیس «مدارس قرآنی» اشاره کرد که اجرای آن به معاونت پرورشی محول شده است؛ این معاونت هم از شروع سال تحصیلی امسال اقدام به تشکیل 10 هزار مدرسه قرآنی با اعتباری حدود 50 میلیارد تومان در سراسر کشور کرده است. اما در باره همین مدارس قرآنی سوالات و ابهامات فراوانی وجود دارد که میتواند سوژه خوبی در بررسی اغلب فعالیتهای این معاونت به شمار رود.
این که آیا تأسیس مدارس قرآنی بر اساس مصوبه شورای عالی آموزش وپرورش تشکیل شده است و با مصوبات دیگر شورای عالی آموزش و پرورش تعارض ندارد؟
آیا تأسیس مدرسه قرآنی حاصل کار دبیرخانه منشور توسعه فرهنگ قرآن وزارت آموزش و پرورش است؟
آیا درباره طراحی مدارس قرآنی کارشناسی لازم صورت گرفته است؟
آیا طرح مدرسه قرآن با برنامه درسی آموزش قرآن دورههای مختلف تحصیلی از نظر هدفگذاری، برنامهریزی، محتوا، روش تدریس، اجرا و ارزش یابی، تعارض ندارد و یا موازی کاری نیست؟
آیا معاونتهای ابتدایی و راهنمایی و متوسطه در جریان چگونگی شکلگیری، برنامهریزی و اجرای آن در مدارس تحت امر بوده و هستند و در آن مشارکت دارند؟
آیا سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی به عنوان مسئول برنامهریزی و تالیف کتابهای درسی در زمینه برنامهریزی و تهیه محتوای آموزشی مدارس قرآنی سهیم بوده است؟
آیا دفتر آموزش و ارتقای معلمان در آموزش مربیان مدرسههای قرآن با معاونت پرورشی مشارکت داشته است؟ آیا مربیان قرآن مدارس قرآنی واجد شرایط لازم اسلامی، علمی و تربیتی هستند؟
آیا رسمالخط قرآنهای به کار رفته در کتب درسی و صحف شریف مدرسههای قرآن با آن چه در کتابهای درسی و قرآنهای کم علامت لحاظ شده هماهنگی دارد؟
آیا طرح مدرسه قرآن به طور آزمایشی انجام شده است؟
با توجه به رویکرد برنامه درسی قرآن دورههای ابتدایی و راهنمایی، آیا برنامه های مدارس قرآنی به حاصل زحمات کشیده شده در دهه ی اخیر لطمه نمی زند؟
تشکیل مدارس قرآنی تا چه حد به رفع این مشکل مهجوریت از قرآن کمک می کند؟ و ...
در این بحث در مقام پرداختن به نقد یا پاسخ این سؤالها نیستیم اما با تامّل در همین یک مورد به نکتهای که قبلاً اشاره شد پی میبریم یعنی استقلال امور تربیتی از سایر بخش های پژوهشی و آموزشی ...
در دولت های هشتم و نهم و نیز مجلس شورای اسلامی تلاش شد که امور تربیتی مجدداً احیا شود. و درخواست جدید وزیر آموزش و پرورش نیز دلیل دیگری بر اهمیت این امر است. عقل و قلب سلیم حکم میکند که نه تنها نباید شتابزده عمل کرد؛ بلکه باید به نظرات موافقان و مخالفان دلسوز توجه کرد و به سوال های ایشان پاسخ داد که:
- آیا رویکردها و برنامهریزیها و فعالیتهای معاونت پرورشی همانند سابق مستقل از سایر حوزه های آموزش و پرورش خواهد بود و مثل قبل مستقل از سایر بخشهای آموزشی مانند دفاتر برنامهریزی وتالیف کتب درسی، ابتدایی و راهنمایی عمل خواهد کرد و یا ادغام خواهد شد؟
- آیا بهتر نیست بخش های عملیاتی این معاونت، با هر یک از معاونت های ابتدایی، راهنمایی و متوسطه ادغام شود.
- آیا به ضرورت تغییر ساختار و اثر بخشی فعالیتهای پرورشی به اندازه بازگرداندن معاونت پرورشی عنایت میشود؟
- آیا مسئولیت برنامه ریزی ونظارت برتهیه ی محتوای کتاب ها ومنابع آموزشی معاونت پرورشی، مانند گذشته مستقل از معاونت پژوهشی و سازمان پژوهش وبرنامه ریزی خواهد بود؟
- آیا در تعاریف و فعالیت های پرورشی وتربیتی، تغییر و تحولی رخ خواهد داد؟
- آیا در گزینش فرهنگیان به ویژه مربیان تربیتی به استعدادها و مهارت های مورد نیاز شغلی توجه خواهد شد.
- آیا کلیه فعالیت های پرورشی و تربیتی مانند قبل بر فقط عهده ی مربی پرورشی خواهد بود؟
- آیا فعالیت های پرورشی مدارس هم چون گذشته در حاشیه و به صورت مقطعی خواهد بود؟
- آیا در صورت بازنگری، به مهم ترین وظیفه فراموش شده مربی تربیتی یعنی مشاوره با دانش آموزان توجه جدی خواهدشد؟
- آیا بین آموزگار (یا دبیر) و مربی پرورشی نسبت مکمل خواهد بود و یا تلقی تضاد فکری، عملی و مداخله گرایانه بین این دو ادامه خواهد داشت؟
- آیا در شرح وظایف معاونان و مربیان پرورشی مدارس، تجدید نظر خواهد شد؟
- آیا نسبت به اصلاح نعارضات و موازی کاری های آموزشی و پرورشی اقدامی خواهد شد؟
- آیا به طرح تلفیق و تجمیع مباحث و موضوعات آموزشی و پرورشی در کتب درسی به عنوان یک رویکر جدید، توجه خواهد شد؟
- آیا در نظام آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران، با توجه به شعار اسلامی بودن آن، نسبت به اسلامی شدن اجزای و عناصر حوزههای مختلف تربیتی توجه خواهد شد. به عنوان مثال: آیا تنها فعالیتهای پرورشی و یا دروس دینی و قرآن متکفل تزکیه بچهها هستند و یا سایر دروس مانند ریاضی، تاریخ، علوم تجربی و ... هم در این زمینه وظایفی بر عهده دارند؟
- آیا بازنگری در فعالیتهای معاونت پرورشی و نهاد امورتربیتی نیازمند بازنگری در کل نظام آموزش وپرورش مبتنی بر اسناد بالادستی نخواهد بود؟
پیشنهاد میشود در این زمینه به طرح مباحث تئوریک بسنده نگردد و نیز از غلطیدن در شکافهای سیاسی نیز پرهیز شود و با انجام تحقیقات میدانی توسط صاحبنظران تعلیم وتربیت و هم چنین فراخوان نظرات موافقان و مخالفان به ویژه معلمان و مربیان پرورشی، مدیران مدارس وحتی دانشآموزان و اولیای آنان، به تدریج زمینههای اصلاح ساختارها و محتواهای این حوزه را فراهم آورد.
* ضرورت تغییر ساختار معاونت پرورشی
1- «آموزش» و «پرورش» به مثابه دو چشم هستند در یک سر که باید یک چیز را ببیند و در واقع وحدت رویه داشته و مکمل هم باشند، هنر و کار امور پرورشی ایجاد انگیزه بیشتر برای یادگیری و تثبیت اطلاعات و تبدیل آن مطالب به نگرش و باور در مخاطب است. در صـورتی که در بسیاری از موارد این هماهنگی وجود ندارد و هر یک از حوزهها فقط کار خویش را به پیش میبرند و البته دلیل اصلی فقدان مشارکت این دو، ساختار غلط نظام اداری حاکم است.
2- وظیفه کلی و اصلی هر یک از معاونتهای آموزشی و پرورشی را میتوان با مثالی تبیین کرد: تربیت قرآنی و اسلامی پیامبر اعظم - صلی الله وعلیه وآله - به دو گونه بود، در نوع اول دعـوت عامّه مردم به اسلام عزیز بود و انجام دستورات متعالی آن؛ اما در نوع دوم، پیامبر اکرم به تربیت افراد و شاگردان خاص و با استعدادی همانند حضرت علی (ع)، سلمان، ابوذر، مقداد و ... میپرداختند؛
یکی از وجوه فعالیتهای معاونت پرورشی از سنخ نوع دوم است، به نظر میرسد آن چه امور تربیتی به عنوان مهمترین مسئولیت خود البته با همکاری سایر معلمان باید بدان به پردازد:
الف) کشف استعدادهای بالقوه دانشآموزان علاقمند و راهنمایی این استعدادها به مراکزی هم چون کانونهای فرهنگی- هنری، مدارس قرآنی و دارالقرآنها است.
وجود دانشآموزان فعال در عرصههای مختلف علمی، فرهنگی و هنری در بین سایر دانش آموزان، باعث افزایش و ارتقای وضعیت موجود و تشویق سایرین به شرکت در رقابتهای سازنده میشود.
ب) شناسایی دانش آموزان دارای مشکلات خاص و تلاش در جهت حل مشکلات آنان با کمک مدیر مدرسه، اولیای دانشآموزان و مراکز ذیربط است.
3- در ساختار کنونی، داشتن همه مهارتها و تخصصهای لازم در ایجاد مهارت کافی در دانشآموزان مستعد و با علاقه، درهر یک از رشتههای هنری (سرود، نمایش، خط و ...)، فرهنگی ـ قرآنی (روخوانی، قرائت، حفظ، مفاهیم و تفسیر قرآن و نهج البلاغه، اذان و نماز) و پژوهشی (ارائه تحقیقات و مقالهنویسی) و ... از ملزومات اولیه مربیان پرورشی است که در این مسأله نیز به خاطر عدم توجه متولیان امر، همواره با مشکلات عدیدهای روبهرو بوده و هستیم. مانند:
1-3- فقدان مهارت کافی در آموزش تمام رشتهها توسط یک شخص (به طور طبیعی) و در نتیجه ایجاد انتظارات بیش از توان از وی از سوی افراد جامعه، باعث کاهش محبوبیت مربیان پرورشی و بروز مسائل روحی و روانی و اجتماعی و ایجاد این فکر که این نهاد ناکارآمد است می شود. فرار مربیان از حوزه ی معاونت پرورشی به حوزه ی معاونت آموزشی یکی از نتایج وعواقب آن است.
2-3- تراکم کار و در نتیجه کمبود وقت برای انجام هر یک از وظایف به صورت کمّی و کیفی باعث میشود که
اولاً؛ اغلب فعالیتها به صورت مقطعی باشد.
ثانیاً؛ فقط به جنبههای ظاهری و صوری آن توجه شود و جنبههای تربیتی آن نادیده گرفته شود.
4- تنوع پیش از حد و غیر اصولی فعالیت پرورشی، از دلایل مهم افت کیفیت کار مربیان پرورشی است؛ برخی از این حجم عظیم کاری که بر در دوش مربی پرورشی تحمیل شده به شرح زیر است:
- برگزاری مسابقات فرهنگی و هنری مانند قرآن (قرائت، حفظ، مفاهیم)، نهجالبلاغه، سرود، نمایش، خوشنویسی، کتابخوانی هنرهای دستی، هنرهای تجسمی و ...
- فعالیتهای متعدد مانند مسابقاتی که از سوی مدرسه و یا منطقه طراحی و اجرا میشود که اسامی آنها به دلیل کثرت قابل ذکر نیست.
- انجام امور مربوط به کتاب و کتابخانه مدرسه در ساعات تفریح.
- برگزاری طرحهای مختلفی در طول سال تحصیلی مانند، کرامت، هلال احمر، بهداشت، پیشتازان و فرزانگان
- پاسخگویی به بخشنامههای اداری و مکاتبات حوزه پرورش.
- برگزاری مراسم نماز جماعت و مراسم آغازین ( صبحگاه و ظهرگاه )
- برنامهریزی و اجرای مراسم ایامالله شمسی و قمری در طول سال (راهپیمایی، نماز جمعه و ...)
- تدریس درس آموزش قرآن در دوره ابتدایی
- تدریس در کلاسهای پرورشی دوره راهنمایی
- شرکت در نشستهای مربوط به حوزه معاونت پرورشی.
- تمهید امکانات و لوازم مورد نیاز اردوهای کوتاهمدت درون استانی و بروناستانی و برگزاری آن.
- همراهی با دانش آموزان در مراحل مختلف مسابقات و همایشها در خارج از مدرسه
- فروش مجلات رشد و ...
5 - عدم روزآمدی و فقدان تغییرات نسبی و به موقع و متناسب با مسائل آموزشی، پژوهشی، فرهنگی و اجتماعی روز، با هدف کاهش مشکلات ایشان، باعت ایجاد نوعی بحران در این حوزه گردیده است.
6- حاشیهای بودن امور پرورشی در نظام آموزش وپرورش باعث می شود که
اولاً؛ تعداد بسیار کمی از دانش آموزان در فعالیت ها شرکت نمی کنند.
ثانیاً؛ فعالیتها، انگیزه و علاقه ی کافی را در دانش آموزان ایجاد نمی کند.
مثلاً زمانی که دانش آموزی امتحان ریاضی دارد به راحتی از شرکت در مسابقات قرآن و یا نهج البلاغه حتی در مراحل منطقه، استان و کشوری صرف نظر می کند تا به درسش لطمه ای وارد نشود.
7- بینظمی برنامهریزان در اکثر سالها باعث بیرونقی فعالیتها شده است. مثلاً؛ تأخیرهای طولانی مدت در ارسال دستورالعملها و بخشنامههای مربوط به مسابقات و طرح و برنامهها از یک سو و ارسال اصلاحیههای مکرر به منظور انجام تغییرات در محتوا و شکل اجرا، باعث سردرگرمی دانش آموزان و مربیان پرورشی میشود.
8- در حوزه معاونت پرورشی معمول بر این است که فعالیتهای پرورشی از طریق این حوزه به صورت مستقیم و بیواسطه به مربیان پرورشی گفته شود. در حالی که سایر حوزهها همواره مدیر آموزشگاه را مــسئول مــستقیم پیگیری بخشنامهها و اجرای دستورالعملها میدانند؛ همین امر باعث بروز مشکلاتی چون:
- عدم اطـلاع کافی مدیران از فعالیتهای پرورشی
- اضافه شدن فعالیتهای اداری به شرح وظایف مربیان امور تربیتی
- بروز ناهماهنگی کاری بین مربی و مدیر مدرسه
- غیبت مکرر مربی به خاطر جلسات متعدد اداری و ...
در نتیجه باعث بروز اختلال در سیستم آموزشگاه میشود.
9- این یک واقعیت تلخ است که هزینههای زیادی از اعتبارات و سرانههای پـرورشی به دلـیل وجود اشکـالات اساسی در برنامهریزی و اجرا هدر می رود؛ به عنوان مثال در مسابقات قرائت و حفظ قرآن کریم دوره ابتدایی
اولاً؛ در اهداف مصوب شورای عال آموزش و پرورش چیزی با عنوان مسابقات قرائت و حفظ قرآن نیامده است.
ثانیاً؛ در کلاس های آموزش قرآن، چیزی با عنوان آموزش قرائت و حفظ وجود ندارد چرا که وظیفه اصلی آموزش قرآن در دوره ابتدایی آموزش روخوانی و روانخوانی قرآن است. به همین خاطر مواد و محتوای مسابقات به دانشآموزان آموزش داده نمیشود و تمرین کافی انجام نمیگیرد.
ثالثاً؛ برخورد نادرست مدارس با مسابقات و ایجاد رقابت کاذب و منفی بین دانشآموزان، به دلیل عدم امکان دقت و توجه کافی به هدف اساسی مسابقات و فعالیتهای تربیتی و تکیه بیشتر بر قهرمان پروری، باعث میشود تا مدارس، مهمترین بخش مسابقات یعنی مرحله آموزشگاهی را برگزار نکنند، بلکه همه ساله نخبههای قرآنی مدرسه را از قبل مشخص و معرفی مینمایند تا از امتیازات ارزیابیهای منطقهای نیز برای مدرسه بهرهمند شوند؛ که این امر با نفس اهداف تربیتی کاملاً مغایرت دارد.
10- تأسیس600 دارالـقرآن در طول بیش از یک دهه در سطح کشور، از افتخارات حوزه معاونت پرورشی است ولی با اندک بررسی، انبوهی از مشکلات را در این مراکز مشاهده میکنیم که نتیجه برنامهریزیهای سطحی، شتاب زده و مقطعی است و هنوز پس از گذشت چندین سال با مشکلات عدیدهای روبهرو است:
1-10- نداشتن اعتبارت تعریف شده و مشخص (در اساسنامه هیچ نوع منبع مالی دولتی اعلام نشده بلکه از طریق دریافت شهریه از دانشآموزان مشخص کرده است). درصورتی که همه میدانیم استقبال دانشآموزان از کلاس های قرآن مانند کلاسهای هنری و ورزشی نیست و فعلاً نیازمند حمایتهای دولتی است.
2-10- نداشتن پست های مورد نیاز (مدیر مرکز از نیروهای مازاد آموزش و پرورش یعنی بند «ج» و «ب» طرح ساماندهی انتخاب و سایر مربیان از خارج از سیستم آموزش و پرورش تأمین میشود.)
3-10- مغایرت فراوان محتوای کتابهای آموزشی و شیوههای تدریس این مراکز با راهبردهای نوین برنامه درسی آمـوزش قرآن به دلایل غیر علمی و ... باعث ایجاد اختلال در فراگیران میشود. در صورتی که فعالیتهای فوق برنامه باید از جذابیت بیشتری برخوردار باشد.
4-10- در اغلب مناطق کشور، مکانهای کوچک و تنگ و تاریک (دخمهای) و ترسناک را که کارکرد آموزشی ندارند، جهت تأسیس دارالقرآن اختصاص میدهند، که این خود به صورتهای مستقیم و غیر مستقیم اثرات ضدتربیتی به وجود میآورد ...
* راهکارهای پیشنهادی
1- بازخوانی اسناد بالادستی مانند مصوبات شورای عالی آموزش وپرورش و سند راهبردی آموزش و پرورش و بررسی مجدد اهداف هر یک حوزههای آموزشی و پرورشی میتواند گره بسیاری از مشکلات را باز کرده و برنامهریزیها و فعالیتهای حوزه معاونت پرورشی را تعدیل و حتی تصحیح کند.
مهمترین و اساسیترین اقدام در احیای معاونت پرورشی، ارائه تعریفی صحیح وکاربردی از هریک از واژهای «آموزش» و «پرورش» و حیطه فعالیت هرکدام و تدوین اهداف و اصول حاکم بر آن است.
* سیاست یک بام و دو هوا
به عنوان نمونه به این مورد که از مسائل مهم در این حوزه است، توجه نمایید و در صورت امکان به سؤال های آن پاسخ دهید:
- آیا درس آموزش قرآن در دوره ابتدایی، یک درس آموزشی است یا یک درس پرورشی؟
- اگر این درس مانند سایر دروس در حوزه آموزشی قرار میگیرد، آیا مربی پرورشی وظیفه تدریس آموزش قرآن دوره ابتدایی را دارد یا آموزگار پایه ؟
- چرا با وجود مصوبه شورای عالی آموزش و پرورش از سال 81 تا کنون مبنی بر تدریس قرآن در دوره ابتدایی، هنوز بسیاری از مربیان پرورشی علیرغم رأی شورای عالی به تدریس این درس اشتغال دارند تا از مزایای آموزشی بودن در حکم کارگزینی خود بیبهره نمانند؟
- آیا میدانید تدریس قرآن توسط مربیان پرورشی در دوره ابتدایی باعث شده تا:
- آموزگاران محترم دوره ابتدایی به شدت تحقیر شوند؛ چرا که آنها بهترین معلمان آموزش روخوانی قرآن کریم بودند، اما سالهاست که به نا روا و عملاً به آنها گفته میشود که توان آموزش قرآن را ندارند.
- آموزگاران عملاً از ارتباط با روح و معنویت قرآن کریم محروم کردند
- فرصتهای طلایی و زمینههای همپوشی درس قرآن با سایر دروس را به طور کلی قطع کردند.
- درس قرآن و نیز نمره و ارزشیابی آن، نه به عنوان یک درس رسمی، بلکه به عنوان یک درس پرورشی و فوق برنامه قلمداد کردند به طوری که از آن به عنوان نمره اخلاق و برای بالا بردن معدل دانش آموزان استفاده شد.
- برای یک زنگ، دو حقالزحمه پرداخت شد و آموزگار در این ساعت به جای تدریس قرآن به کارهای دیگر مشغول شدند.
- بر تراکم فعالیت های مربیان پرورشی افزودند.
- مربیان پرورشی را به جای مکمل بودن در امر آموزش قرآن، عملاً موازی آموزگار و به عنوان جانشین و جایگزین اجباری برای او قلمداد کردند.
- ساعات آموزش قرآن را لاجرم در یک روز هفته و پشت سر هم قرار دادند و با این کار باعث بروز خستگی، فاصله و فراموشی و زدگی دانش آموزان از این درس شدند.
- در موارد زیادی مربیان پرورشی از ساعت آموزش قرآن برای انجام فعالیت پرورشی مانند توزیع مجلات، تمرین نمایش و سرود و برنامه ریزی برای مراسم و اردوها استفاده کردند.
این فقط گوشه ای بود از وضعیت آموزش قرآن در دوره ی ابتدایی درگذشته و حال؛ هدف از طرح این مطالب، بررسی اجمالی تنها یکی از فعالیتهای معاونت پرورشی در بالا این بود که خواننده گرامی به این مطلب پی ببرد که: میشود در تشکیلات عظیمی هم چون وزارت آموزش و پرورش، با وجود مصوبات آموزش و پرورش، برای موضوعی مانند امور تربیتی در جامعه قیل و قال سیاسی به راه انداخت، اما در حل مسائل و مشکلات بدیهی و در عین حال اساسی کاری هم نکرد.
2- تدوین شرح وظایف کلیه عوامل آموزشی و پرورشی با توجه به اسناد بالا دستی و با محوریت تربیت اسلامی از طریق یک سازمان واحد و اتخاذ وحدت رویه بین حوزه ها ی مختلف، متناسب با خواست و نیاز آموزش و پرورش.
3- کاهش تنوع رشتهها و گرایشی کردن فعالیتهای پرورشی مربیان پرورشی با هدف ارتقای کیفی فعالیتها، در چند رشته، متناسب با توانمندی ایشان و نیاز آموزش و پرورش.
4- ایجاد مهارتهای لازم و ضروری مطابق با نیازهای مربیان از طریق برگزاری دورههای آموزش ضمن خدمت.
5- ایجاد ارتباط عملی بین اهداف و اصول حاکم بر فعالیتهای حوزه پرورشی و حوزه آموزشی و انتقال این فعالیتها از حاشیه به متن آموزش (علوم، فارسی، ریاضی و ...).
6- تقویت پشتیبانی و نظارت مستمر بر حسن اجرای فعالیتهای پرورشی مدارس.
7- ایجاد نظم و ترتیب به دستورالعملها و آیین نامهها در حوزههای ستادی و اجرابی به صورت برنامه 5 ساله
8- پرهیز از سیاستزدگی و نگاه تک بعدی و توجه همه جانبه به مبانی و مبادی تعلیم و تربیت اسلامی.
9- پرهیز از اجرای طرحها و فعالیتهای کـلیشهای ناکارآمد، تکراری و خسته کننده
10- انجام فعالیتهای اداری همانند پاسخ به نامهها و بخش نامهها و تکمیل فرمها، شرکت در جلسات پرورشی توسط مدیران مدارس ویا معاونین ایشان.
11- ایجاد انعطاف و تنوع در برنامهها و فعالیتها به طوری که متناسب با شرایط اقلیمی، زبانی، فرهنگی قابلیت تغییر داشته باشد.
12- بازنگری مستمر طرح ها و برنامه ها و ایجاد تغییرات نسبی و متناسب با نیازها و خواسته های جامعه بر اساس معیارهای تربیت اسلامی.
13- توجه به استعدادها و مهارت های مورد نیاز یک مربیان پرورشی در بدو استخدام و گزینش اولیه.
14- معاونت پرورشی نباید برنامهها و فعالیتهای خود را مستقل از اسناد بالا دستی چون سند ملی آموزش و پرورش، سند برنامه درسی ملی و سایر معاونتهای آموزشی، پرورشی و دفاتری چون دفتر برنامهریزی و تالیف کتب درسی و دفتر آموزش ابتدایی، دفتر تکنولوژی آموزشی ببیند، بلکه ضمن التزام به مصوبات شورای عالی آموزش و پرورش از توانمندیها و ظرفیتهای آنان استفاده نماید.
امید است آن چه بیان شد توانسته باشد تغییری هرچند اندک در نگرش متولیان و مسئولین محترم نسبت به احیای معاونت پرورشی و ارائه الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت تأثیرگذار باشد؛ بیشک برای تحقق این امر علاوه بر بصیرت به همت و کار مضاعف نیز نیازمندیم.